کجائی ای ز جان خوشتر شبت خوش باد من رفتم
یه چیزی تو جوونی بهم گفت که تا دنیاست تو گوشمه
گفت آدمیزاد یه سرمایه بزرگ داره
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش .... کی روی ره ز که پرسی چه کنی چون باشی
خدامو پیدا نمی کنم .... خودمو گم کردم .... هدفمو فراموش کردم .... !ا
چرا کاری نمی کند آنکس را که به خواب من آمده است
آمدنش را جلو بیندازد
چقدراین جمله از رفیقمون زیبا بود حسابی به دلم نشست خرابم کرد تکونم داد
یادمان باشد از امروز خطائی نکنیم
گر چه در خود شکستیم صدائی نکنیم
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق ز هر بی سر و پائی نکنیم
همه دوستای قدیمی رفتن ، دیگه اینجا هیچکی نیست ، یا وبلاگ رو حذف کردن یا تعطیل ، آخه مگه اینجا چی بود که همتون رفتید
.... آخه به خدا اینجا فقط کنج عزلت ما بود رفقا ، اینجا خلوتگاهمون بود ، اینجا مرحم زخمامون بود ، اینجا
.... هر کسی نغمه خود خواند و از یاد رود
.... خدائی دلم برای تک تکتون تنگ شده ، واسه نوشته هاتون
.... واسه علیرضا واسه نگار وصبا و رها و مواود و مرسا و شیرین واسه بابک
چه اونا راه رو درست رفته باشن چه اشتباه اون منم که هنوز اندر خم یک کوچه موندم
....
شیرین
و من این روئیا را دوست دارم_سهراب

هیچکس تنهاییم را حس نکرد